چقدر داغ بود!
سَر میز شامـ ـ
یاבت ڪه می اُفتم بغض میکُنَمـ ـ
اَشکــ در چِشمانَمـ حلقهـ میزَنَد
هـ ـمهـ مُتِعَجِبـ نِگاهَـَمـ میکُننَد…
لبخند میزنَمـ و میگویَمـ :
چقدر داغ بود!
♥ یکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت 13:00 توسط ma2nafar92
ارسال نظر(0)